خانه عناوین مطالب تماس با من

پوست دریده حکایت تازه ی می دهد از بدن

شعر

پوست دریده حکایت تازه ی می دهد از بدن

شعر

پیوندها

  • فاطمه بردال
  • طیبه شنبه زاده
  • سعید آرمات
  • مسعود فرح
  • موسا بندری
  • بنیامین جوادی
  • برهان اکبری
  • بلقیس بهزادی
  • زینب اطهری
  • شاهده کشمیریی
  • سامان سایبانی

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • ری را..صدا می آید امشب

بایگانی

  • آبان 1389 1
  • مهر 1389 1
  • تیر 1389 1
  • خرداد 1389 2

آمار : 12800 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • ری را..صدا می آید امشب چهارشنبه 19 آبان‌ماه سال 1389 18:06
    منبع : خانه خشتی گامبرون
  • چهار سه‌شنبه 27 مهر‌ماه سال 1389 16:10
    حاشا که پاییز آمدن زردی باشد برای درخت من از آغوش تو که وا دادم دم بریده خرگوشی بودم که با سنگ ریزهای بنفش اش چسبیده بود - روی بلوزم به سینه ام نزدیک تری از کوچه پـشت که می گذری وقت خوابیدن من است و بوی تو مست می کند زن های همسایه را مست می شوند برای پراندن کفترها به کو چه پُشت چهارشنبه انتظار می رسد منم با همان بوی...
  • سه پنج‌شنبه 10 تیر‌ماه سال 1389 11:31
    کدام صندلی به نشستن تو شبیه تر است ؟ نمی دانم! من و نمی دانم در پارک قدم می زنیم
  • دو شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1389 22:43
    Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 وقتش که برسد بالا می آید و بالا می آورد خودش را و می چسبد به شیشه که برسد به تصویر مجسم و زنده ی از تو از رخت چرکها و فرو رفتگی ابروهای بلند و نا مرتب من بیرون یعنی هوا پسین باشد و دلم با یک یستنی کاملن سرد! برای کشیدن چیزی روی سینه ام دور...
  • یک.صبح است شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1389 22:37
    شب که می شود گل های روی پتو با هم حرف می زنند ومن قسمتی از ملافه را دور دهانشان می پیچم رنگ سرخ می ریزد بیرون می پاشد روی سکه های عهد قجری عصر سبیل صدای جرینک جرینگ کیف پول توی کیف پول خبری از ریش های بلندت میگیرم صبح است صف نانوایی ریش هایت را می دهم و نان می خرم نان داغ با یک شیشه عسل چاقوی تیزتو بکش کنار پوستم روی...